Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صمغ

تلفظ بین المللی : /sˈamq1/ تلفظ :‌ [s'amq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • صمغ اباد
  • صمغ ارژن
  • صمغ الاجاص
  • صمغ الانجدان
  • صمغ البحر
  • صمغ البطم
  • صمغ البلاط
  • صمغ البلسان
  • صمغ التنوب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صمغ. [ ص َ م َ ] (ع اِ) ضبط دیگری است از صَمغ بنقل از مؤلف منتهی الارب . رجوع به صَمغ شود.

صمغ. [ ص ِ م َ ] (ع اِ) چیزی است خشک که در سوراخ پستان ناقه پیدا شود و چون آن برآید شیر وی خوشمزه وپاکیزه گردد. (منتهی الارب ). رجوع به صِمَغَة شود.

صمغ. [ ص َ ] (ع اِ) چیزی است لزج که از بعض اشجار حاصل شود. به هندی گوند گوی...

فرهنگ عمید

مادۀ چسبناکی که از برخی درختان خارج شده و در روی پوست درخت منعقد می‌گردد.
⟨ صمغ عربی: (زیست‌شناسی) صمغی که از درخت ارژن، نوعی اقاقیا، و بعضی اشجار دیگر به‌دست می‌آید و مصرف دارویی دارد.

مادۀ چسبناکی که از برخی درختان خارج شده و در روی پوست درخت منعقد می گردد.* صمغ عربی: (زیست شناسی ) صمغی که از درخت ارژن، نوعی اقاقیا، و بعضی اشجار دیگر به دست می آید و مصرف دارویی دارد....

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع . ] (اِ. ) مایع چسبناک و لزجی که از بدنة برخی درختان خارج می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

صَمغ (gum)در زیست شناسی، پلی ساکارید ها یا کربوهیدرات های پیچیده ای که بسیاری از گیاهان و درختان، به ویژه گیاهان مناطق خشک، تولید می کنند. این ترکیبات به چهار گروه تقسیم می شوند: تراوۀ گیاهی (صمغ عربی)؛ عصارۀ گیاهان دریایی (آگار)؛ عصارۀ بذر؛ و عصارۀ میوه و سبزی ها. برخی از این ترکیبات را به صورت مصنوعی نیز می سازند. صمغ ها بی مزه، بی بو، و در الکل و اتر انحلال ناپذیرند، ولی معمولاً در آب حل می شون...

فرهنگ فارسی

ترکیبی از کربوهیدرات‌ها که با تیغ زدن گیاه از آن خارج و در مجاورت هوا سخت می‌شود؛ این ترکیب براثر جذب آب متورم می‌شود و محلولی ژله‌ای یا چسبناک به وجود می‌آورد

زنج، انگم، انگژد، ماده چسبناکی که ازبرخی درختان خارج می شود( اسم ) مایع کم و بیش لزج و چسبناکی که از برخی درختان به خارج ترشح می شود و در مجاورت هوا منجمد شده سختی مخصوص پیدا می کند و در صنعت از آن استفاده می نمایند . صمغها معمولا موا...

مترادف و متضاد

انگم، رزین، سقز

gum (اسم)چسب، صمغ، لثه دندان، انگم، قی چشم، درخت صمغresin (اسم)صمغ، رزین، صمغ کاج، انگم کاج، راتیانهresinate (اسم)صمغ، رزین، صمغ کاج، انگم کاج، راتیانه...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صَمغ به شیره کم و بیش لزج و چسبناک بعضی گیاهان گفته می شود.از آن به مناسبت در باب حج نام برده اند.در احرامآغشته کردن سر به صمغ و مانند آن در حال احرام جایز است و پوشاندن سر محسوب نمی شود؛ هرچند برخی، احتیاط را در ترک آن دانسته اند. حلق یا تقصیرحاجی و عمره گزار میان حلق و تقصیر مخیّراند؛ لیکن برای کسی که موهای خود را با صمغ و مانند آن آغشته کرده، افضل حلق است. برخی حلق را بر او واجب دانس...

واژه نامه بختیاریکا

انجَم؛ بَربیم؛ شَلَم

فرهنگستان زبان و ادب

{gum} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ترکیبی از کربوهیدرات ها که با تیغ زدن گیاه از آن خارج و در مجاورت هوا سخت می شود؛ این ترکیب براثر جذب آب متورم می شود و محلولی ژله ای یا چسبناک به وجود می آورد

کلمات مرتبط

  • صمغ اباد
  • صمغ ارژن
  • صمغ الاجاص
  • صمغ الانجدان
  • صمغ البحر
  • صمغ البطم
  • صمغ البلاط
  • صمغ البلسان
  • صمغ التنوب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات