معانی کلمه : صماد
لغت نامه دهخدا
صماد. [ ص ِ ] (اِخ ) کوهی است . (معجم البلدان ).
صماد. [ ص ِ ] (ع مص ) به شمشیر زدن یکدیگر را. (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
کوهی است

صماد. [ ص ِ ] (اِخ ) کوهی است . (معجم البلدان ).
صماد. [ ص ِ ] (ع مص ) به شمشیر زدن یکدیگر را. (منتهی الارب ).