معانی کلمه : صلیب
لغت نامه دهخدا
صلیب . [ ص ُ ل َ ] (اِخ ) کوهی است نزد کاظمه و با وقعه ای از وقایع عرب مربوط است . (معجم البلدان ).
صلیب . [ ص َ ] (اِخ ) چهارستاره اند که در قرب نسر واقع شده . (غیاث اللغات ). صورت یازدهم از صور نوزده گانه ٔ شمالی فلکی قدما که آنرا دلفین نیز نامند. ستاره ٔ چهارگانه سپس نسر واقع و آنرا قعود نیز خوانند.
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(صَ ) [ معر. ] ۱ - خاج ، چلیپا. داری به شکل ~ که حضرت عیسی (ع ) را به آن آویختند. ۲ - نام یکی از صورت های فلکی جنوبی . ، ~ سرخ مؤسسه ای جهانی با نشانه ای به شکل صلیب و به رنگ سرخ که کارش یاری رساندن به آسیب دیدگان از جنگ یا بلایای طبیعی است .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
چلیپا، خاج، دار
cross (اسم)
حد وسط، خاج، صلیب، چلیپا، اختلاف، نا درستی
rood (اسم)
خاج، صلیب، چلیپا
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
چلیپا
