معانی کلمه : صلوه
لغت نامه دهخدا
صلوة. [ ص َ لات ْ ] (ع اِ) رجوع به صلاة شود.
صلوة. [ ص َ ل َ وات ْ ] (ع اِ) درود. رجوع به صَلَوات شود.
صلوة. [ ص َ لات ْ ] (معرب ، اِ) کنیسه ٔ جهودان است و اصل آن در عبرانی صلوتااست . ج ، صلوات . (منتهی الارب ). رجوع به صلوات شود.
فرهنگ فارسی
درود
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
نماز
