صلابة. [ ص َ ب َ ] (ع مص ) صلابت . رجوع به صلابت شود.
صلابة. [ ص َ ب َ ] (ع اِ) در فرهنگ آنندراج و ناظم الاطباء بمعنی صلایة آمده است . رجوع به صلایة شود.
صلابه. [ ص ُل ْ لا ب َ ] ( اِ ) قلاب چند شاخ که گوشت بر آن آویزند.- به صلابه کشیدن ؛ به قلاب زدن. به قلاب برآویختن چیزی و مخصوصاً گوشت را.- به صلابه کشیدن کسی را ...
فرهنگ عمید
قلابی که گاو یا گوسفند کشته را به آن آویزان می کنند.
فرهنگ فارسی
قلاب که گاویاگوسفندکشته رابه آن آویزان کنند قلاب چند شاخ