معانی کلمه : صقعره
لغت نامه دهخدا
صقعرة. [ ص َ ع َ رَ ](ع مص ) بانگ کردن تو در گوش دیگری . (منتهی الارب ).
( صقعرة ) صقعرة. [ ص َ ع َ رَ ]( ع مص ) بانگ کردن تو در گوش دیگری. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
بانگ کردن تو در گوش دیگری

صقعرة. [ ص َ ع َ رَ ](ع مص ) بانگ کردن تو در گوش دیگری . (منتهی الارب ).