Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صقر

تلفظ بین المللی : /sˈaq1r/ تلفظ :‌ [s'aq1R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • صقر اباد
  • صقر قریش
  • صقر و بقر
  • صقر بن زاید ال نهیان
  • صقر بن محمد القاسمی
  • صقر عطیف
  • صقر محمد
  • ابن ابی الصقر
  • علی صقر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صقر. [ ص َ ق ِ ] (ع اِ)خرما که از وی دوشاب سازند. (منتهی الارب ) (بحر الجواهر). || خرمای دوشاب ناک . (منتهی الارب ).

صقر. [ ص ُ ق َ ] (ع اِ) کذب صریح ، یقال : جاء بالصقر و البقر؛ یعنی دروغ صریح آورد، و آن نام چیزی است که دانسته نشود. (منتهی الارب ). جاء بالصقر والبقر؛ ای الکذب . (مهذب الاسماء).

صقر. [ ص َ ق َ ] (ع ...

فرهنگ عمید

چرغ#NAME?

= چرغ

فرهنگ معین

(صَ ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - چرخ (جان . ). ۲ - هر مرغ شکاری از باز، شاهین و جز آن ، ج . اصقُر صُقور، صِقار، صِقاره ، صُقر.

فرهنگ فارسی

پرندهای شکاری که به فارسی آنراچرغ یاچرخ میگویند
( اسم ) ۱ - چرغ چرخ . ۲ - هر مرغ شکاری از باز شاهین و جز آن جمع : اصقر صقور صقار صقاره صقر .
خرما که از وی دوشاب سازند

کلمات مرتبط

  • صقر اباد
  • صقر قریش
  • صقر و بقر
  • صقر بن زاید ال نهیان
  • صقر بن محمد القاسمی
  • صقر عطیف
  • صقر محمد
  • ابن ابی الصقر
  • علی صقر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات