معانی کلمه : صفقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] بیع، عقد بیع.
۲. در هنگام خریدوفروش دست بر دست یکدیگر زدن به علامت توافق در بیع و ختم معامله.
۲. در هنگام خریدوفروش دست بر دست یکدیگر زدن به علامت توافق در بیع و ختم معامله.
فرهنگ فارسی
۱ - یک بار دست بر دست دیگری زدن در بیع یا بیعت . ۲ - یک عقد بیع . ۳ - بیع .
