Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صفرد

تلفظ بین المللی : /sˈafard/ تلفظ :‌ [s'afaRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ریسۀ صفر
  • سلسلۀ صفر
  • سیگنال تک قطبیِ با برگشت به صفر
  • شیءِ صفر
  • صارد
  • صالح صفدی
  • صرد
  • صرد یمینی
  • صردان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صفرد. [ ص ِ رِ ] ( ع اِ ) چکاوک و آن مرغی است که عامه ابوالملیح گویند و منه المثل :اجبن من صفرد. ( منتهی الارب ). کبکنجیر. ج ، صفارد. ( مهذب الاسماء ). زردک. ( زمخشری ). قبره. قنبره. کاکلی.

فرهنگ فارسی

چکاوک و آن مرغی است که عامه ابوالملیح گویند

کلمات مرتبط

  • ریسۀ صفر
  • سلسلۀ صفر
  • سیگنال تک قطبیِ با برگشت به صفر
  • شیءِ صفر
  • صارد
  • صالح صفدی
  • صرد
  • صرد یمینی
  • صردان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات