معانی کلمه : صفاری
لغت نامه دهخدا
صفاری . [ص َف ْ فا ] (اِخ ) لیث بن علی . رجوع به صفاریان شود.
صفاری . [ ص َف ْ فا ] (اِخ ) عمروبن لیث . رجوع به صفاریان شود.
صفاری . [ ص َف ْ فا ] (اِخ ) یعقوب بن لیث . رجوع به صفاریان شود.
فرهنگ فارسی
یعقوب بن لیث

صفاری . [ص َف ْ فا ] (اِخ ) لیث بن علی . رجوع به صفاریان شود.
صفاری . [ ص َف ْ فا ] (اِخ ) عمروبن لیث . رجوع به صفاریان شود.
صفاری . [ ص َف ْ فا ] (اِخ ) یعقوب بن لیث . رجوع به صفاریان شود.