معانی کلمه : صفار
لغت نامه دهخدا
صفار. [ ص َف ْ فا ] (اِخ ) پشته ای است . (معجم البلدان ).
صفار. [ ص َ ] (ع اِ) گیاه بهمی خشک . (منتهی الارب ). و رجوع به صُفار شود.
صفار. [ ص َف ْ فا ] (اِخ ) لیث بن معدل . رجوع به صفاریان و رجوع به لیث شود.
فرهنگ عمید
رویگر.
فرهنگ معین
(صَ فّ ) [ ع . ] (ص . )۱ - رویگر. ۲ - روی - فروش .
فرهنگ فارسی
رویگر
( صفت ) ۱ - رویگر . ۲ - روی فروش .
لیث بن معدل
( صفت ) ۱ - رویگر . ۲ - روی فروش .
لیث بن معدل
فرهنگ اسم ها
اسم: صفار (پسر) (عربی)
معنی: رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است
معنی: رویگر، نام سلسله ای در ایران که سر سلسله آن یعقوب پسر لیث است
