معانی کلمه : صعصعه
لغت نامه دهخدا
صعصعة. [ ص َ ص َ ع َ ] (اِخ ) ابن معاویة پدر قبیله ای است از هوازن . (منتهی الارب ). و بعضی قائلند که کردها از تخمه ٔ کردبن مردبن صعصعةبن هوازن بوده اند. (تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 111).
فرهنگ عمید
حرکت، جنبش.
فرهنگ فارسی
ابن صوحان عبدی خطیب بلیغ و شاعر عرب ( ف. حدود ۶٠ ه.ق . ). وی از سادات عبد القیس و مردی عاقل بود و در جنگ صفین حصور داشت و او را با معاوبه موافقی است. مغیره بامر معاویه او را از کوفه بر جزیره یا به بحرین تبعید کرد و وی در آنجا در گذشت .
ابن معاویه پدر قبیله ایست از هوازن
ابن معاویه پدر قبیله ایست از هوازن
