معانی کلمه : صرب
لغت نامه دهخدا
صرب . [ ص ُ ] (ع اِ) ج ِ صریب . شیر ترش . (آنندراج ).
صرب . [ ص ِ ] (ع اِ) خانه های چند است مر عرب را. (منتهی الارب ). خانه های اندک از اعراب ضعیف و ناتوان . خانه های چند مر ضعفای عرب را.
فرهنگ فارسی
طایفه ای از اقوام اسلاوهای جنوبی که با دو شعبه دیگر کرو آت و اسلوون در شمال غربی شیه جزیره بالکان و نقاط مجاور آن ( اتریش مجارستان ) و ساحل شمال شرقی دریای آدریاتیک سکونت گزیدند . صربستان بنام قوم صرب نامیده شده است .
صریب شیرترش
صریب شیرترش
مترادف و متضاد
serbian (اسم)
سرب، صرب، زبان صربستانی
serbian (صفت)
صربستانی، صرب
