معانی کلمه : صرافی
لغت نامه دهخدا
صرافی. [ ص َ رْ را ] ( حامص ) کار صراف. شغل صراف : اما صرافی بهتراز کناسی. و شرط نیست که هر که... درماند کناسی کندو از صرافی دست بدارد. ( کیمیای سعادت ). || ( اِ ) محل کار صرّاف. دکان صرافی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(صَ رّ ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص . ) شغل و کار صراف . ۲ - (اِ. ) دکان صراف .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - شغل و عمل صراف . ۲ - ( اسم ) دکان صراف .
