کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : صداح
تلفظ بین المللی :
/sadˈɑh/
تلفظ :
[sad'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذو صباح
ذی صلاحیت
رأی یک صدا
الصباح شیخ جابر
الصباح شیخ سعد
الصداقه و صدیق
الصراح من الصحاح
اندام های صداساز
زه صداها
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صداح. [ ص ُ ] ( ع مص ) بانگ کردن مرد و غیره. ( منتهی الارب ). || بانگ کردن خروس. ( مصادر زوزنی ). بانگ خروس. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
بانگ کردن مرد و غیره
کلمات مرتبط
ذو صباح
ذی صلاحیت
رأی یک صدا
الصباح شیخ جابر
الصباح شیخ سعد
الصداقه و صدیق
الصراح من الصحاح
اندام های صداساز
زه صداها
نظرات