Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صحیح

تلفظ بین المللی : /sˈahih/ تلفظ :‌ [s'ahih]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • صحیح البنیه
  • صحیح العمل
  • صحیح المزاج
  • صحیح النسب
  • صحیح و اعم
  • صحیح و بی عیب
  • صحیح کردن
  • صحیح بخاری
  • صحیح مسلم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صحیح . [ ص َ ] (اِخ ) نام اسپ اسدبن رهیص طائی . (منتهی الارب ).

صحیح . [ ص َ ] (اِخ ) بر هر یک از کتب صحاح ستة گفته شود. رجوع به صحاح ستة شود.

صحیح. [ ص َ ] ( ع ص ) درست. ( مهذب الاسماء ). تندرست. ( دهار ) ( غیاث اللغات ). پاک از عیب. ( غیاث اللغات ). راست. سالم. تندرست. مقابل غلط و سقیم و بیمار. سدید. درواخ. پدرام...

فرهنگ عمید

۱. تندرست، سالم.
۲. [مجاز] بی عیب و نقص، درست، فاقد اشتباه.

فرهنگ معین

(صَ ) [ ع . ] ۱ - (ص . ) تندرست ، سالم . ۲ - بی عیب ، درست . ۳ - مطابق با حقیقت یا واقعیت . ۴ - صفر و اعداد مثبت و منفی که جزء اعشاری نداشته باشند. ۵ - (اِ. ) نام هر یک از کتاب های شش گانة اهل تسنن که در برگیرندة احادیث اسلامی است : صحیح بخاری .

دانشنامه آزاد فارسی

صَحیحاصطلاحی در علم حدیث، در نزد شیعه حدیثی که سلسلۀ سَنَد آن به معصوم متصل و موصول باشد و همۀ افراد این زنجیره شیعۀ دوازده امامی و ضابط و عادل باشند. مقصود از ضابط کسی است که از فراموش کاری و اشتباه و غفلت برکنار باشد و عادل آن است که از انواع گناهان، به ویژه دروغ گفتن، دوری و به وظایف الزامی خود عمل کند. صحیح در اصطلاح محدّثان اهل سنّت، حدیثی است که سلسلۀ سند آن به پیامبر (ص) متصل باشد و افراد آ...

فرهنگ فارسی

ویژگی کمیتی که یک مقدار مشخص به آن افزوده یا از آن کاسته شده است تا انحراف‌های آن جبران شود

تالیف نسائیتندرست، سالم، بی عیب و نقص، درست۱ - ( صفت ) تندرست سالم مقابل سقم بیمار مریض . یا صحیح و سالم . تندرست صحیح المزاج . ۲ - درست پاک از عیب مقابل غلط سقیم جمع : اصحاح صحائح صحاح . ۳ - حدیثی است که سند او با روایت عدلی ضابط از مثل او متصل شده باشد و از شذوذ و علت سالم و ناقلان او معدل گشته باشن...

دانشنامه عمومی

سالم

راست

گویش مازنی

سالم

مترادف و متضاد

سالم

راست

سقیم

بی‌عیب

حقیقی، درست، صواب، واقعی ≠ سقیم

۱. حقیقی، درست، صواب، واقعی
۲. سالم
۳. بیعیب
۴. راست
۵. سقیم ≠ سقیم

good (صفت)قابل، شایسته، پسندیده، خوب، صحیح، سودمند، مهربان، مطبوع، خیر، خوش، پاک، نیک، نیکو، ارجمند، خوشنامright (صفت)راست، صحیح، درست، واقعی، بجا، محقق، ذیحق، درست کار، قائمtrue (صفت)راست، صحیح، درست، واقعی، حقیقی، را...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صحیح (ابهام زدایی). واژه صحیح ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: حدیث صحیح، از اصطلاحات علم درایه و از اقسام خبر واحد صحت و فساد، صحت، در مقابل فساد و در لغت به معنای تمامیت...wikifeqh: صحیح_(ابهام_زدایی)...

فرهنگستان زبان و ادب

{correct} [مهندسی نقشه برداری] ویژگی کمیتی که یک مقدار مشخص به آن افزوده یا از آن کاسته شده است تا انحراف های آن جبران شود

کلمات مرتبط

  • صحیح البنیه
  • صحیح العمل
  • صحیح المزاج
  • صحیح النسب
  • صحیح و اعم
  • صحیح و بی عیب
  • صحیح کردن
  • صحیح بخاری
  • صحیح مسلم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات