کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صحرا-بر | کلماتور
معانی کلمه : صحرا بر
تلفظ بین المللی :
/sahrˈɑ bˈar/
تلفظ :
[sahR'A b'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بر صحرا افکندن
بر صحرا نهادن
خیمه به صحرا بردن
صفرا بر
صفرا بر سر زدن
مشاهد الالوهیه یا شرح کبیر بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه ملا صدرا
کیسه صفرا برداشتن
صحرابر
صحرارود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صحرابر. [ ص َ ب ُ ] ( نف مرکب ) تیزرو. تندرو. سریعالسیر :
پیوسته مرا زیر ران هیونی
صحرابر و دریاگذار دارد.
مسعودسعد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه در صحرایی طی طریق کند . ۲ - تند رو سریع السیر .
کلمات مرتبط
بر صحرا افکندن
بر صحرا نهادن
خیمه به صحرا بردن
صفرا بر
صفرا بر سر زدن
مشاهد الالوهیه یا شرح کبیر بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه ملا صدرا
کیسه صفرا برداشتن
صحرابر
صحرارود
نظرات