صبوح .[ ص َ ] (اِخ ) نام وی میرزا محمدعلی و از نجبای اصفهان است . نظر بحدت ذهن از بیشتر صنایع مطلع بود و چهار تار را خوب میزد. این شعر ازوست و بد نگفته است :پائی نه که چون آئی از شوق ز جا خیزم دستی نه که برخیزم در دامنت آویزم افغان که در این منزل جائی نه که آسایم فریاد کزین وادی پائی نه که بگریزم .و او راست :به این امید که افتد بروی یار نگاهم نشسته ام بره انتظار و چشم براهم فغان که نیست بکوی تو و ...
فرهنگ عمید
هرچیزی که صبح بخورند یا بیاشامند.
فرهنگ معین
(صَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) هر چیزی که صبح بخورند یا بنوشند. ۲ - (ق . ) پگاه .
فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) شراب و مانند آن که به صبح خورند مقابل غبوق . ۲ - پگاه صبح زود. نام وی میرزا محمد علی و از نجبای اصفهان است