Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صبحدمان

تلفظ بین المللی : /sˌabhadˈemɑn/ تلفظ :‌ [s,abhad'emAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • صبحان
  • صبحانه
  • صبحانه خوردن
  • صبحانۀ بوفه
  • صبحانۀ مخصوص
  • صبحانۀ معمولی
  • صبحانۀ کامل
  • صبحدم
  • صبحدم اسا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

صبحدمان. [ ص ُ دَ ] ( اِ مرکب ، ق مرکب )هنگام صبح. بوقت صبح دم. بهنگام صبح دم :
صبحدمان دوش خضر بر درم آمد بتاب
کرد به آواز نرم صبحک اﷲ خطاب.
خاقانی.
دی صبحدمان چو رفت سیاره براه
سیاره اشک ریخت صد دلو آن ماه
دور از دم گرگ تا برآمد آن ماه
شد یوسف مسکین رسن سیمین چاه.
خاقانی.

فرهنگ عمید

در هنگام صبح.

کلمات مرتبط

  • صبحان
  • صبحانه
  • صبحانه خوردن
  • صبحانۀ بوفه
  • صبحانۀ مخصوص
  • صبحانۀ معمولی
  • صبحانۀ کامل
  • صبحدم
  • صبحدم اسا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات