کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صبح-رو | کلماتور
معانی کلمه : صبح رو
تلفظ بین المللی :
/sˈobh rˈu/
تلفظ :
[s'obh R'u]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صبح روان
صبح روز هفتم
صبح روز چهارم
رؤیاهای دم صبح
روزنامه هفت صبح
صبح روز بعد
صبح روز عاشورا
صبر قاصد خداست کارها روبرو است
روز جهانی صلح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صبح رو. [ ص ُ ] ( ص مرکب ) سپیدرو. سپیدچهره. آنکه رخسارش در درخشندگی به صبح ماند :
شب همه شب انتظار صبح رویی میرود
کآن صباحت نیست این صبح جهان افروز را.
سعدی.
فرهنگ عمید
سپیدرو، سپیدچهره، کسی که چهره اش مانند صبح روشن و درخشان است.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه به صبح حرکت کند . ۲ - مسافر .
کلمات مرتبط
صبح روان
صبح روز هفتم
صبح روز چهارم
رؤیاهای دم صبح
روزنامه هفت صبح
صبح روز بعد
صبح روز عاشورا
صبر قاصد خداست کارها روبرو است
روز جهانی صلح
نظرات