صائن . [ ءِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از صون . نگاه دارنده . ج ، صائنین ، صوان : گر نشنوده ست که کرار کیست روی بر آن صائن کرار کن .
ناصرخسرو.
صاین. [ی ِ ] ( ع ص ) نگاهدارنده. متحفظ. || پرهیزکار : در مواضی ایام دهقانی بوده است صاین ومتدین و متورع و متقی. ( سندبادنامه ص 129 ). رجوع به صائن شود. || در مغولی ب...
وزیر نصره الدین عادل ملقب به رکن الدیناز رجال قر. ۸ ه. ( مقت. ۷۲۷ ه.ق. ). وی از اولاد ضیائ الملک محمد بن مودود بود . صائن از بزرگان امیر چوپان بود و بمنصب وزارت ابو سعید رسید ولی حقوق نعمت را فراموش کرد و معایب امیر چوپان واولادوی را بسلطان می نوشت. امیر چوپان ببهانه ضبط ولایات خراسان صائن را همراه خود گردانید. امیران ابو...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sāyen) (عربی) (در قدیم) نگهدارنده ، محافظ ؛ (به مجاز) حفظ کنندهی خویشتن از گناه ، پرهیزکار .