معانی کلمه : صاید
لغت نامه دهخدا
صائد.[ ءِ ] ( ع ص ) شکاری. || ( اِخ ) ابن صائد شخصی است که بر وی گمان دجال داشتند. ( منتهی الارب ).
صاید. [ ی ِ ] (اِخ ) نام کعب بن شراحیل است از بطن همدان . رجوع به صائدی و رجوع به الانساب سمعانی شود.
فرهنگ عمید
صیدکننده، شکارکننده.
فرهنگ معین
(یِ ) [ ع . ] (اِفا. ) شکارکننده ، شکاری .
فرهنگ فارسی
( اسم ) شکار کننده شکاری .
صاید، صیدکننده، شکارکننده
( اسم ) شکار کننده شکاری .
نام کعب بن شراحیل است از بطن همدان
( اسم ) شکار کننده شکاری .
نام کعب بن شراحیل است از بطن همدان
