Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صامت

تلفظ بین المللی : /sˈɑmet/ تلفظ :‌ [s'Amet]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • صامت انصاری
  • صامت بروجردی
  • ساکت و صامت
  • حرف صامت
  • دلقک صامت ایتالیایی
  • زمینه یا طرح راهنمای فیلم صامت
  • نمایش صامت مخصوصا با ماسک
  • نمایش صامت و بدون حرف
  • هنرپیشه صامت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

صامت . [ م ِ ] (اِخ ) ابن مخبل یشکری . از روبةبن عجاج روایت کند، و مجهول الحال است . (لسان المیزان ج 3 ص 178).

صامت . [ م ِ ] (اِخ ) شیخ طوسی در رجال او را در شمار اصحاب امام باقر محمدبن علی (ع ) آورده و گویا امامی است . (تنقیح المقال ج 2 ص 95)....

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ ناطق] ساکت؛ خاموش.
۲. ناتوان در سخن گفتن.
۳. (سینما، تئاتر) ویژگی فیلم بدون صدا.
۵. (اسم) (زبان‌شناسی) واجی که در گذر خود از اندام‌های گویایی به مانعی برخورد می‌کند، مانند ج، د، ر؛ همخوان؛ بی‌صدا.
۵. (اسم) [قدیمی، مجاز] زر‌و‌سیم.
⟨ صامت‌وناطق: [قدیمی، مجاز] دارایی شخص از زروسیم و چهارپایان.

۱. [مقابلِ ناطق] ساکت، خاموش.۲. ناتوان در سخن گفتن.۳. (سینما،...

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) بی صدا، خاموش . ۲ - (اِ. ) اموال غیر جاندار مانند زر و سیم ، اسباب ، جامه و خانه و غیره . ۳ - حرفی که حرکت نداشته باشد.

فرهنگ فارسی

← همخوان

بروجردی محمد باقر بن پنجشنبه متخلص به صامت شاعر ایرانی ( و. ۱۲۶۳ - ف. ۱۳۳۱ ه. ق . ). وی در انواع مختلف شعر از قصیده غزل مثنوی ترجیع بند رباعی و معانی مختلف شعر از رثائ و تغزل و مدیحه طبع خود را آزموده و دیوان وی مکرر در تهران بطبع رسیده است .ساکت، خاموش، صامت(مال=زروسیم )مقابل ناطق(حیوان=شتروگاو )۱ - ( اسم ) ساکت خاموش . ۲ - ( اسم ) زر و سیم و جامه و خانه و غیره . ۳ - حرفی که به تنه...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: sāmet) (عربی) خاموش ، بی صدا ، ساکت ؛ (در حالت قیدی) در حال سکوت ؛ (در قدیم) (به مجاز) طلا و نقره .

اسم: صامت (پسر) (عربی) (تلفظ: sāmet) (فارسی: صامت) (انگلیسی: samet)
معنی: خاموش، بی صدا، ساکت، ( در حالت قیدی ) در حال سکوت، ( در قدیم ) ( به مجاز ) طلا و نقره

مترادف و متضاد

بیواک، مصمت، همخوان

عجم، گنگ، ناگویا ≠ ناطق

بی‌صدا، خاموش، ساکت، سکون

۱. عجم، گنگ، ناگویا
۲. بیصدا، خاموش، ساکت، سکون
۳. بیواک، مصمت، همخوان ≠ ناطق

silent (صفت)ساکت، ارام، بی صدا، صامت، خاموش، بی حرف، خمش، خموشmute (صفت)ساکت، بی صدا، صامت، گنگ، لال، خمش، خموش، بی زبان، غیر حاکیconsonantal (صفت)بی صدا، صامت، وابسته به حروف بی صداspeeckmtor_omniess (صفت)صامت، گنگ،...

فرهنگستان زبان و ادب

[زبان شناسی] ← همخوان

کلمات مرتبط

  • صامت انصاری
  • صامت بروجردی
  • ساکت و صامت
  • حرف صامت
  • دلقک صامت ایتالیایی
  • زمینه یا طرح راهنمای فیلم صامت
  • نمایش صامت مخصوصا با ماسک
  • نمایش صامت و بدون حرف
  • هنرپیشه صامت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات