معنی کلمه : صالی
لغت نامه دهخدا
صالی. ( اِخ ) شاعری است و صاحب صبح گلشن گوید: وی خود را از مردم اردستان میشمرد وبه شعر و شاعری در ملک دکن به سر میبرد. او راست :
خوش آن ره رو که ره تنها سپارد
که تنهایی پس افتادن ندارد.و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
خوش آن ره رو که ره تنها سپارد
که تنهایی پس افتادن ندارد.و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
