Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیپور

تلفظ بین المللی : /ʃˈejpur/ تلفظ :‌ [S'ejpuR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • شیپور استاش
  • شیپور دمیدن
  • شیپور زدن
  • شیپور زن
  • شیپور زنی
  • شیپور استاخی
  • شیپور اعلام خطر مه گرفتگی
  • شیپور برنجی صدا بلند
  • شیپور برنجی مارپیچی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

شیپور. [ ] (اِخ ) نام پهلوانی ایرانی . (لغات شاهنامه ).

شیپور. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) نفیر را گویند که برادر کوچک کرناست ، و آنرا نای رومی نیز خوانند. ( برهان ). معرب آن شبور. نای رومی که در رزم نوازند. ( از رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). نفیر و نای رومی. نفیر برنجین که دهان گشادی دارد و از قدیم الایام آنرا در جنگ می نواختند. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطب...

فرهنگ عمید

از سازهای بادی با دهانۀ گشاد و شبیه سرنا که معمولاً از برنج ساخته می‌شود؛ نفیر؛ سرنا.
⟨ شیپور استاش: (زیست‌شناسی) مجرای استاش؛ مجرایی که گوش میانی را به حفره‌های بینی مربوط می‌سازد؛ مجرایی که حلق را با حفرۀ صماخی مربوط می‌کند و فشار هوا را در دو طرف پردۀ صماخ یکسان نگه می‌دارد.

از سازهای بادی با دهانۀ گشاد و شبیه سرنا که معمولاً از برنج ساخته می شود، نفیر، سرنا.* شیپور استاش: (زیست...

فرهنگ معین

(شَ ) (اِ. ) = شبور: از سازهای بادی ، دارای دهانه ای گشاد.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:بوق
wikijoo: شیپور

فرهنگ فارسی

نفیر، سرنا، سرنای برنجی دهان گشاد، سازبادی
( اسم ) آلت موسیقی برنجین از سازهای بادی دارای دهانه ای گشاد نفیر .

دانشنامه عمومی

شیپور یا بوق (انگلیسی: Bugle) ساده ترین ساز بادی برنجی است. در این ساز کلید یا دکمه ای برای تغییر ارتفاع وجود ندارد و نوازنده باید با تغییر دادن حالت لب ها و دهان خود نت ها را عوض کند. وسعت صدای این ساز تنها شامل پنج نت می شود که با فشار هوا و هارمونیک ها، تولید صدا می کند.شیپور بیشتر در عرصهٔ نظامی برای اجرای علامت های صوتی مانند بیدارباش بکار می رود.در ایران در بعضی از عزاداری های ماه محرم یا در...

مترادف و متضاد

صور، نفیر

horn (اسم)شاخ، نوک، شاخه، پیاله، شیپور، بوق، کرناbugle (اسم)شیپور، بوقtrumpet (اسم)شیپور، بوق، شیپورچی، کرناclarion (اسم)شیپور، شیپور تیز...

کلمات مرتبط

  • شیپور استاش
  • شیپور دمیدن
  • شیپور زدن
  • شیپور زن
  • شیپور زنی
  • شیپور استاخی
  • شیپور اعلام خطر مه گرفتگی
  • شیپور برنجی صدا بلند
  • شیپور برنجی مارپیچی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات