شیوه . [ ش َ ] (ع ص ) بسیار عیب گوی از مردم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || عَیون ، یعنی کسی که بسیار چشم می زند. (از اقرب الموارد).
(تلفظ: šive) روش ، طریقه ؛ (در قدیم) عشوه ، ناز ، حالت ، وضع ؛ (در عرفان) اندک جذبه را گویند که گاه هست و گاه نیست .
عشوه، فسون، کرشمه، ناز
اسلوب، جور، راه، روال، روش، روند، سبک، سیاق، طرز، طریقه، گونه، متد، مشی، منوال، نحو، نمط، وضع، هنجار
۱. عشوه، فسون، کرشمه، ناز
۲. اسلوب، جور، راه، روال، روش، روند، سبک، سیاق، طرز، طریقه، گونه، متد، مشی، منوال، نحو، نمط، وضع، هنجار