Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیون

تلفظ بین المللی : /ʃˈivan/ تلفظ :‌ [S'ivan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • شیون انگیختن
  • شیون کردن
  • شیون و جیغ و داد کردن
  • شیون و زاری
  • شیون و زاری پی در پی کردن
  • شیون و شین
  • شیون فومنی
  • شیون افتادن
  • شیون بگیری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شئون. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شأن. رجوع به شأن شود.

شیون . [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شان . (غیاث ). || ج ِ شَیْن ، به معنی زشتی و عیب . (غیاث ).

شیون. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شان. ( غیاث ). || ج ِ شَیْن ، به معنی زشتی و عیب. ( غیاث ).شیون.[ شی وَ ] ( اِ ) نوحه و ناله و ماتم. ( غیاث ) ( از آنندراج ). زاری و ناله و افغان و فریاد که در مصیبت...

فرهنگ عمید

شٲن#NAME?

= شٲن
گریه و ناله و زاری در هنگام مصیبت، نوحه، فغان و فریاد.

فرهنگ معین

(وَ ) [ په . ] (اِ. ) ناله و زاری .

دانشنامه آزاد فارسی

شیون (Chillon)(یا: شیلون) قلعه ای بر فراز صخره ای واقع در منتهی الیه شرقی دریاچۀ ژنو در سوئیس مربوط به قرن ۸م. فرانسوا بونیوار۲ (ح ۱۴۹۶م ـ۱۵۷۰)، جمهوری خواه و میهن پرست ژنوی در قرن ۱۶، که در اشعارِ بایرون، شاعر انگلیسی، از او یاد شده است، از ۱۵۳۰ تا ۱۵۳۶ در این قلعه زندانی بود.wikijoo: شیون...

فرهنگ فارسی

۱ - کار حال . ۲ - امر بزرگ امر مهم جمع شئون ( شوئ ون ) جمع الجمع : شئونات . در شئامت . در حق درباره .
گریه وناله وزاری، درهنگام مصیبت، نوحه، فغان
( اسم ) ناله و زاری به هنگام مصیبت نوحه افغان فغان .
جمع شان جمع شین

دانشنامه عمومی

شیون (الیگودرز)، روستایی از توابع بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز در استان لرستان ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان ماهرو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۱ نفر (۹خانوار) بوده است.wiki: فیلم محصول کرهٔ جنوبی در سبک معمایی و ترسناک است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کواک دو-وان، هوانگ جونگ-مین، جون کونیمورا، و چون وو-هی اشاره کرد....

مترادف و متضاد

افغان، جیغ، دادوبیداد، زاری، ضجه، فریاد، فغان، ناله، ندبه

whimper (اسم)
ناله، زاری، شیون

واژه نامه بختیاریکا

جیقشت؛ کِر لیک؛ کیک و چر

کلمات مرتبط

  • شیون انگیختن
  • شیون کردن
  • شیون و جیغ و داد کردن
  • شیون و زاری
  • شیون و زاری پی در پی کردن
  • شیون و شین
  • شیون فومنی
  • شیون افتادن
  • شیون بگیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات