معانی کلمه : شیون
لغت نامه دهخدا
شئون. [ ش ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شأن. رجوع به شأن شود.
شیون . [ ش ُ ] (ع اِ) ج ِ شان . (غیاث ). || ج ِ شَیْن ، به معنی زشتی و عیب . (غیاث ).
فرهنگ عمید
شٲن#NAME?
= شٲن
گریه و ناله و زاری در هنگام مصیبت، نوحه، فغان و فریاد.
فرهنگ معین
(وَ ) [ په . ] (اِ. ) ناله و زاری .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - کار حال . ۲ - امر بزرگ امر مهم جمع شئون ( شوئ ون ) جمع الجمع : شئونات . در شئامت . در حق درباره .
گریه وناله وزاری، درهنگام مصیبت، نوحه، فغان
( اسم ) ناله و زاری به هنگام مصیبت نوحه افغان فغان .
جمع شان جمع شین
( اسم ) ناله و زاری به هنگام مصیبت نوحه افغان فغان .
جمع شان جمع شین
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
افغان، جیغ، دادوبیداد، زاری، ضجه، فریاد، فغان، ناله، ندبه
whimper (اسم)
ناله، زاری، شیون
واژه نامه بختیاریکا
جیقشت؛ کِر لیک؛ کیک و چر
