شین . (ع ص ) مرد بسیارنکاح و کثیرالجماع . (ناظم الاطباء).
شین .[ ش َی ْ ی ِ ] (ع ص ) شرم آور و فضیح . (ناظم الاطباء).
نام حرف «ش».
۱. عیب کردن؛ کسی را عیب کردن و به زشتی نسبت دادن.
۲. (اسم) [مقابلِ زین] عیب؛ زشتی؛ بدی.
(شَ) [ ع . ] (اِ.) زشتی ، عیب .
(اِ.)نام شانزدهمین حرف الفبای فارسی ، ش .
"شین" برگرفته از کلمه schiene (آلمانی) بمعنای میله یا ریل است و در صنعت برق به نسمه ای از فلز رسانا مانند مس گویند که برای توزیع با تجمیع جریان بکار میرود.