Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیرگیر شدن

تلفظ بین المللی : /ʃˈirɡir ʃˈodan/ تلفظ :‌ [S'iRgiR S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شیرگیر
  • انوشتگین شیرگیر
  • شیارگیر
  • شیرگیا
  • غذای شیرگیری
  • مادۀ شیارگیر
  • شیرگی
  • شهرگیر
  • شکرگیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شیرگیر شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام ، سخت شجاع و دلاور گشتن. ( یادداشت مؤلف ). تسلطی یافتن و چربیدن. ( آنندراج ) : که به سرپنجه شیرگیر شده ست شیر برنا و گرگ پیر شده ست.نظامی. || جسور و دلیر و جری گشتن. جری شدن. بسیار به خود غره گردیدن. سخت جری و بی شرم گشتن. بغلط تشجیع شدن و جسور شدن. ( یادداشت مؤلف ). جری و گستاخ و بی پروا شدن. ( ناظم الاطباء ). || خوش و خرم شدن. ( یادداشت مؤلف ) ...

فرهنگ فارسی

در تداول عوام سخت و شجاع و دلاور گشتن

کلمات مرتبط

  • شیرگیر
  • انوشتگین شیرگیر
  • شیارگیر
  • شیرگیا
  • غذای شیرگیری
  • مادۀ شیارگیر
  • شیرگی
  • شهرگیر
  • شکرگیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات