Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیروان باشی

تلفظ بین المللی : /ʃˈirvɑn bˈɑʃi/ تلفظ :‌ [S'iRvAn b'ASi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شیروان
  • شیروان دره سی
  • شیروان شهر
  • شیروان شهرستان
  • شیروان و چرداول
  • شیروان محله
  • شیروان شاهلو
  • شیروان چرداول
  • شیروان سعرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شیروان باشی. [ شیرْ ] ( اِ مرکب ) ( از: شیر + وان = بان + باشی ، ترکی به معنی سر ) ( یادداشت مؤلف ). رئیس نگهبانان شیرها. سر نگاهبانان شیرها.

فرهنگ فارسی

سر نگهبانان شیر ها رئیس نگهبانان شیر ها

کلمات مرتبط

  • شیروان
  • شیروان دره سی
  • شیروان شهر
  • شیروان شهرستان
  • شیروان و چرداول
  • شیروان محله
  • شیروان شاهلو
  • شیروان چرداول
  • شیروان سعرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات