شیرخوار. [ خوا /خا ] (نف مرکب ) آنکه یا آنچه شیر بیشه را بخورد. آنکه خون شیر را بخورد. آنکه شیر را بکشد : چو روباه شد شیر جنگی چو دید قوی خنجر شیرخوار علی .
ناصرخسرو.
شیرخوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) طفلی که هنوز شیر می خورد. ( ناظم الاطباء ). رضیع. شیرخواره...
فرهنگ عمید
ویژگی بچه ای که غذای اصلی او شیر است.
فرهنگ فارسی
کودکی که کمتر از یک سال سن دارد
( صفت ) بچه ای که هنوز شیر خورد شیر خواره شیر خور . آنکه یا آنچه شیر بیشه را بخورد .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] کودکی که تنها از شیر تغذیه می کند را شیرخوار گویند. از این عنوان در باب طهارت و زکات سخن گفته اند.مراد از شیرخوار، کودکی است که غذای او شیر است و با میل و اراده خود غذای دیگری نمی خورد. بنابر این، خوردن غذایی دیگر به صورت نادر یا خوردن دارو، ضرری به صدق عنوان شیرخوارگی ندارد. برخی، کودک شیرخوار را به کودکی که غذایی دیگر، همپای شیر یا بیشتر از آن نمی خورد، تعریف کرده اند. ادرار کودکادرار...
فرهنگستان زبان و ادب
{infant} [علوم سلامت] کودکی که کمتر از یک سال سن دارد