Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیرجه

تلفظ بین المللی : /ʃˈirdʒeː/ تلفظ :‌ [S'iRdZe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • شیرجه 1
  • شیرجه 2
  • شیرجه رو
  • شیرجه از پشت
  • شیرجه رفتن
  • شیرجه رونده
  • شیرجه کلا
  • شیرجه در بازی های اسیایی 2018
  • شیرجه در بازی های المپیک تابستانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

شیرجه. [ ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: شیر، اسد + جه ، از جهیدن ) با جهشی چون جهیدن شیر. همانند جهش شیر. ( یادداشت مؤلف ). || یکی از حرکات شنا. پرش در آب از جای مرتفع چنانکه سر و دستها که از دو سوی سر کشیده شده است نخست در آب فروشود.
- شیرجه رفتن ؛ در اصطلاح زورخانه ، نوعی ورزش باستانی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

۱. (ورزش ) در شنا، پریدن در آب از ارتفاع بلند به طوری که هنگام فرود آمدن دست و سر به طرف آب باشد.
۲. پرش و جهش به طرف چیزی.

فرهنگ معین

(جِ ) (اِمر. ) پرش از جایی مرتفع در آب .

دانشنامه آزاد فارسی

شیرجه (diving)پرش به داخل آب از روی تخته ای در ارتفاع یک یا سه متری یا از روی سکویی در ارتفاع ۱۰ متری. شیرجه های متعدد و متفاوت ممکن است به صورت رو به آب یا پشت به آب انجام شود. حرکت های آفتاب مهتاب، پیچ، یا حرکات ترکیبی نیز ممکن است قبل از ورود به آب انجام شود. برای شیرجه از سکو، استخری به عمق حداقل پنج متر لازم است. به نحوۀ اجرا امتیاز داده می شود و میزان دشواری هر شیرجه به منزلۀ ضریبی برای آن ا...

فرهنگ فارسی

جهش مانندجهیدن شیر، هنرپرش در آب ازجائی بلند
( اسم ) پرش در آب از جایی مرافع چنان که هنگام فرود آمدن سر و دست به سوی زمین باشد .

دانشنامه عمومی

شیرجه یکی از ورزش های آبی است.کتاب آموزش شیرجه، ترجمه و تألیف مهرداد هجیرمورخان بر این باورند که تاریخ مسابقات شیرجه به کشور یونان باستان بازمی گردد، ولی تنها اطلاعی که دراین باره وجود دارد مربوط به نقوش مقبره ای در شهر ناپل در کشور ایتالیا است که قدمت آن به ۲۵۰۰ سال می رسد. در روی سقف این مقبره تصویر مردی مشاهده می شود که در حال شیرجه زدن از روی سکوی مرتفعی است که احتمالاً باید صخره یا پرتگاهی با...

مترادف و متضاد

plunge (اسم)شیرجه، غوطه، سقوط سنگین، گودال عمیق، سرازیری تندdive (اسم)غور، شیرجه، غوطهsomersauthorlt (اسم)شیرجه، معلق، پشتکsomerset (اسم)شیرجه، معلق، پشتک...

فرهنگستان زبان و ادب

{dive} [ورزش] 1. پرش شناگر به داخل آب، معمولاً با سر 2. جهش بلند به طرفین و فرود درازکش دروازه بان به منظور تصاحب یا مهار توپ
{diving} [ورزش] رشته ای ورزشی مبتنی بر پرش شیرجه رو به داخل آب که در شاخه ها و مواد گوناگون از روی تختۀ فنر یا سکو، در چند ارتفاع، به صورت انفرادی و دونفره و تیمی برگزار می شود

کلمات مرتبط

  • شیرجه 1
  • شیرجه 2
  • شیرجه رو
  • شیرجه از پشت
  • شیرجه رفتن
  • شیرجه رونده
  • شیرجه کلا
  • شیرجه در بازی های اسیایی 2018
  • شیرجه در بازی های المپیک تابستانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات