معانی کلمه : شیرجه
لغت نامه دهخدا
شیرجه. [ ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: شیر، اسد + جه ، از جهیدن ) با جهشی چون جهیدن شیر. همانند جهش شیر. ( یادداشت مؤلف ). || یکی از حرکات شنا. پرش در آب از جای مرتفع چنانکه سر و دستها که از دو سوی سر کشیده شده است نخست در آب فروشود.
- شیرجه رفتن ؛ در اصطلاح زورخانه ، نوعی ورزش باستانی. ( یادداشت مؤلف ).
- شیرجه رفتن ؛ در اصطلاح زورخانه ، نوعی ورزش باستانی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. (ورزش ) در شنا، پریدن در آب از ارتفاع بلند به طوری که هنگام فرود آمدن دست و سر به طرف آب باشد.
۲. پرش و جهش به طرف چیزی.
۲. پرش و جهش به طرف چیزی.
فرهنگ معین
(جِ ) (اِمر. ) پرش از جایی مرتفع در آب .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جهش مانندجهیدن شیر، هنرپرش در آب ازجائی بلند
( اسم ) پرش در آب از جایی مرافع چنان که هنگام فرود آمدن سر و دست به سوی زمین باشد .
( اسم ) پرش در آب از جایی مرافع چنان که هنگام فرود آمدن سر و دست به سوی زمین باشد .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{dive} [ورزش] 1. پرش شناگر به داخل آب، معمولاً با سر 2. جهش بلند به طرفین و فرود درازکش دروازه بان به منظور تصاحب یا مهار توپ
{diving} [ورزش] رشته ای ورزشی مبتنی بر پرش شیرجه رو به داخل آب که در شاخه ها و مواد گوناگون از روی تختۀ فنر یا سکو، در چند ارتفاع، به صورت انفرادی و دونفره و تیمی برگزار می شود
{diving} [ورزش] رشته ای ورزشی مبتنی بر پرش شیرجه رو به داخل آب که در شاخه ها و مواد گوناگون از روی تختۀ فنر یا سکو، در چند ارتفاع، به صورت انفرادی و دونفره و تیمی برگزار می شود
