Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شیر اندام

تلفظ بین المللی : /ʃˈir ˈaːndˈɑm/ تلفظ :‌ [S'iR 'a:nd'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شیراندامی ولی الله
  • شیراندام
  • ادام شیف
  • ولی الله شیراندامی
  • ولی شیراندامی
  • یدالله شیراندامی
  • شیرانداز
  • شیراندازی
  • تاک شیری الاباما
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شیراندام. [ اَ ] ( ص مرکب ) جوانی که دارای سینه پهن و کمر باریک باشد.( از آنندراج ) ( از غیاث ) ( ناظم الاطباء ) :
باز دل برده ز من پرفن باتدبیری
شیراندام بتی نوچه کشتی گیری.
میرنجات ( از آنندراج ).
کدام دل که نشد صید این سیه چشمان
فغان ز هند و غزالان شیراندامش.
سلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جوانی که دارای سینه پهن و کمر باریک باشد

کلمات مرتبط

  • شیراندامی ولی الله
  • شیراندام
  • ادام شیف
  • ولی الله شیراندامی
  • ولی شیراندامی
  • یدالله شیراندامی
  • شیرانداز
  • شیراندازی
  • تاک شیری الاباما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات