معانی کلمه : شیخی
لغت نامه دهخدا
شیخی . [ ش َ ] (اِخ ) عبداللطیف بن نصر الشیخی و عبداﷲبن شیخی بن محمدبن عبدالجلیل . محدثانند، منسوب به شیخ میهنی . (منتهی الارب ).
شیخی . [ ش َ / ش ِ ] (حامص ) شیخوخت . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیخوخت و شیخوخة شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به شیخ . ۲ - منسوب به فرقه شیخیه پیرو شیخیه .
