معانی کلمه : شیبه
لغت نامه دهخدا
شیبة. [ ش َ ب َ ] (اِخ )از قبایل یمن بجوار لحیة. (از معجم قبایل العرب ).
شیبة. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) ابن عثمان .بطنی از قریش از عدنانیة. (از معجم قبایل العرب ).
شیبه . [ ب َ / ب ِ ] (اِ) تیرانداز. (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
ریحان کرمانی، افسنتین.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - برنجاسپ درختی که یکی از گونه های افسنتین ( خارا گوش ) به شمار میرود . ۲ - گونه ای از ریحان که ریحان کرمانی نیز نامیده می شود .
برنجاسب یکی از گونه های افسنتین .
برنجاسب یکی از گونه های افسنتین .
دانشنامه عمومی
شیبة. شیبة یک human-geographic territorial entity در عربستان سعودی است.
فهرست شهرهای عربستان سعودی
فهرست شهرهای عربستان سعودی
wiki: شیبة
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی شَیْبَةً: پیری
ریشه کلمه:
شیب (۳ بار)
«شَیْبَةً» از مادّه «شَیْب» به معنای پیری است.
ریشه کلمه:
شیب (۳ بار)
«شَیْبَةً» از مادّه «شَیْب» به معنای پیری است.
wikialkb: شَیْبَة
