معنی کلمه : شیباء
لغت نامه دهخدا
شیباء. [ ش َ ] (ع ص ) زن سپیدموی و پیر. (ناظم الاطباء).
شیباء. [ ش َ ] (اِخ )ابوبکربن شائب . محدث است و متأخر. (منتهی الارب ).

شیباء. [ ش َ ] (ع ص ) زن سپیدموی و پیر. (ناظم الاطباء).
شیباء. [ ش َ ] (اِخ )ابوبکربن شائب . محدث است و متأخر. (منتهی الارب ).