معانی کلمه : شیانی
لغت نامه دهخدا
شیانی . (ص نسبی ) منسوب به شیان ، ایلی از کلهر، که خود نیز بچندین قبیله قسمت می شود: قبادی ، باقرآبادی ، چقائی ، چگنه و قوجی که در شیان و قرامان منزل دارند. (جغرافیای غرب ایران ص 158). رجوع به ایل کلهر شود. || منسوب است به شیان که قریه ای است در چهارفرسخی بخارا. (از انساب سمعانی ). رجوع به شیان شود.
فرهنگ عمید
نوعی مسکوک زر و سیم که در خراسان رایج بوده: به اندازۀ لشکر او نبودی / گر از خاک و از گل زدندی شیانی (فرخی: ۳۹۳ ).
فرهنگ معین
(اِ. ) نوعی مسکوک زر و سیم که در قدیم در خراسان رایج بود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نوعی مسکوک زر و سیم که در قدیم در خراسان رواج داشته و آن دینار و درم ده هفت بوده .
منسوب به شیان ایلی از کلهر که خود نیز به چندین قبیله قسمت می شود قبادی باقر آبادی .
منسوب به شیان ایلی از کلهر که خود نیز به چندین قبیله قسمت می شود قبادی باقر آبادی .
