Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکیم

تلفظ بین المللی : /ʃˈakim/ تلفظ :‌ [S'akim]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • شکیمت
  • شکیمه
  • دُش گواری شکم آماسی
  • زهدان بَرداری شکمی
  • سر در شکم نهادن
  • اونیل شکیل
  • شایم
  • شلیم
  • شحیم
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

شکیم . [ ش َ ] (ع مص ) شَکْم . (ناظم الاطباء). گزیدن . || رشوت دادن والی را. (منتهی الارب ). رجوع به شکم شود.

شکیم . [ ش ِک ْ کی ] (اِخ ) شهری است نزدیک نابلس (فلسطین ). در جوار آن قبر یوسف بن یعقوب قرار دارد. (فرهنگ فارسی معین ).

شک...

دانشنامه آزاد فارسی

شِکیم (Shechem)
شهر قدیمی در فلسطین، مرکز ناحیۀ ساماریا. در عهد عتیق، محل سنتی دفن یوسف، نزدیک چاه یعقوب است. امپراتور وسپاسیانوس آن را ویران کرد (۶۷م)؛ در محل آن هادریانوس امپراتور روم شهر نابلس را بنا کرد.
wikijoo: شکیم

فرهنگ فارسی

شهریست نزدیک نابلس ( فلسطین ) .در جوار آن قبر یوسف ۴ بن یعقوب و چاه یعقوب قرار دارد.
شهری است نزدیک نابلس فلسطسین در جوار آن قبر یوسف بن یعقوب قرار داده .

واژه نامه بختیاریکا

( شِکیم ) ( صت ) ؛ شگون؛ یُمن

کلمات مرتبط

  • شکیمت
  • شکیمه
  • دُش گواری شکم آماسی
  • زهدان بَرداری شکمی
  • سر در شکم نهادن
  • اونیل شکیل
  • شایم
  • شلیم
  • شحیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات