شکیل . [ ش َ ] (ع اِ) کف خون آمیخته ای که بر دهانه ٔ لگام پیدا شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مکر؛ حیله؛ تزویر؛ فریب.
۱. خوشگل؛ زیبا.
۲. خوشاندام؛ خوشریخت.
(شَ) [ ع . ] (ص .) در فارسی : خوش - ریخت .
(ش ) [ ممال شکال ] (اِ.) 1 - ریسمانی که بر پای اسب و ستر بدخو بندند؛ چدار. 2 - زنجیری که بدان کارد و خنجر را به کمربند متصل کنند. 3 - سیخ آهنین یا چوبین که بدان اجزای در را به هم متصل سازند. 4 - (کن .) فریب ، حیله ، نیرنگ .
چشمنواز، قشنگ، متناسب
خوشاندام، خوشگل، زیبا
۱. چشمنواز، قشنگ، متناسب
۲. خوشاندام، خوشگل، زیبا
خوش ریخت، زیبا