شکیبا. [ ش ِ / ش َ ] ( نف ) صبور. تحمل کننده. آرام گیرنده. متحمل. بردبار. صابر. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). صبور. آرمیده. ( فرهنگ اوبهی )( لغت فرس اسدی ). صبرکننده. ( آنندراج ) ( غیاث ) ( انجمن آرا ). صبار. صبیر. بردبار. صابر. آرام. باآرامش و متین ، و با شدن صرف شود. ( یادداشت مؤلف ) : شکیبا و باهوش و رای و خردهزبر ژیان را به دام آورد.فردوسی.شکیبا ز لشکر هر آن کس که دیدنخست از میان سپه برگزید.فرد...