Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکوهمندی

تلفظ بین المللی : /ʃˌokuːhmˈandi/ تلفظ :‌ [S,oku:hm'andi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • انقلاب شکوهمند
  • شکوهمند
  • شکوه مندی
  • شکوهنده
  • شکوهندگی
  • شکورکندی
  • شکوهانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شکوهمندی. [ ش ُ م َ ] ( حامص مرکب ) دارای شکوه بودن. رجوع به شکوه شود. || لیاقت. ( ناظم الاطباء ). || وقار. جلال. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ فارسی معین ) :
گفت ای فلک شکوهمندی
بالاترت از فلک بلندی.
نظامی.

فرهنگ عمید

وقار، جلال.

فرهنگ فارسی

ترس و بیم خوف و هراس یا سخن شنیدن .
وقار جلال شان .

کلمات مرتبط

  • انقلاب شکوهمند
  • شکوهمند
  • شکوه مندی
  • شکوهنده
  • شکوهندگی
  • شکورکندی
  • شکوهانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات