Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شکررنگ

تلفظ بین المللی : /ʃekˈarranɡ/ تلفظ :‌ [Sek'aRRang]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • شکررنگی
  • شکرانگی
  • شکررنجی
  • شکرسنگ
  • شکرلنگ
  • شکرنگ
  • شکرهنگ
  • شکرجنگل
  • شفترنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

شکررنگ. [ ش َ ک َرْ، رَ ] ( ص مرکب ) ناخوش و بیزار. ( آنندراج ) ( غیاث ) : شمایل تو مرا کشت وین همه فتنه از آن کلاه کژ و تکمه شکررنگ است.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).خنده را از دهنش تاب جدایی نبوداین گل از غنچه شکررنگ برون می آید.غنیمت ( از آنندراج ).|| خجل. شرمگین. ( فرهنگ فارسی معین ). بمناسبت عارض شدن سرخی شرم بر رخسار....

فرهنگ معین

(ش کَ. رَ ) ۱ - (ص مر. ) ناخوش . ۲ - خجل . ۳ - (اِ. ) نوعی رنگ سرخ .

کلمات مرتبط

  • شکررنگی
  • شکرانگی
  • شکررنجی
  • شکرسنگ
  • شکرلنگ
  • شکرنگ
  • شکرهنگ
  • شکرجنگل
  • شفترنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات