معانی کلمه : شکر یخ چینه
فرهنگ فارسی
شکر پودرشدهای که یکی از عناصر تشکیلدهندۀ یخچینه است
فرهنگستان زبان و ادب
{icing sugar} [علوم و فنّاوری غذا] شکر پودرشده ای که یکی از عناصر تشکیل دهندۀ یخ چینه است

شکر پودرشدهای که یکی از عناصر تشکیلدهندۀ یخچینه است