Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شپیلیدن

تلفظ بین المللی : /ʃˌapilˈidan/ تلفظ :‌ [S,apil'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • شپلیدن
  • شخیلیدن
  • شفیلیدن
  • شفلیدن
  • شاییدن
  • شلیدن
  • شخالیدن
  • شوییدن
  • شکیبیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

شپیلیدن. [ ش َ / ش ِ دَ ] ( مص ) فشردن. ( برهان ) ( فرهنگ نظام ). فشاردن. ( ناظم الاطباء ): عصر؛ افشردن یعنی شپیلیدن و شیره کردن انگور. ( از مجمل اللغة ) : گلابی صفت بر جفا بگذردکه گل را شپیلند و آبش برند.امیرخسرو دهلوی ( از حاشیه برهان چ معین ).|| شیفتگی و دیوانگی کردن. ( ناظم الاطباء ). || صفیر زدن. ( برهان ). سوت زدن مثل سوت زدن هنگام کبوتر پراندن. ( از فرهنگ نظام ). شخلیدن. شخولیدن. شخیلیدن....

فرهنگ عمید

فشردن، فشار دادن: گلابی صفت بر صفا بگذرند / که گل را شپیلند و آبش خورند (امیرخسرو: لغت نامه: شپیل ).

فرهنگ معین

(شَ دَ ) (مص م . ) فشردن .

کلمات مرتبط

  • شپلیدن
  • شخیلیدن
  • شفیلیدن
  • شفلیدن
  • شاییدن
  • شلیدن
  • شخالیدن
  • شوییدن
  • شکیبیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات