کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شویندگی | کلماتور
معانی کلمه : شویندگی
تلفظ بین المللی :
/tʃˌojandˈeɡi/
تلفظ :
[tS,ojand'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
روان شوندگی برشی
روان شوندگی کششی
گران شوندگی برشی
گران شوندگی کششی
نقطۀ نرم شوندگی شیشه
شویندگ
نقطه نرم شوندگی
شارندگی نسبی
شرمندگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
شویندگی. [ ی َ دَ / دِ ] ( حامص ) غسل و شستشوی. ( ناظم الاطباء ). نظافت. شستشو.
- شویندگی کردن ؛ شستن و غسل دادن.( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
فرایندی که در آن چرک را از منسوج یا مادۀ مورد نظر جدا و وارد محلول میکنند
فرهنگستان زبان و ادب
{detergency} [شیمی] فرایندی که در آن چرک را از منسوج یا مادۀ مورد نظر جدا و وارد محلول می کنند
کلمات مرتبط
روان شوندگی برشی
روان شوندگی کششی
گران شوندگی برشی
گران شوندگی کششی
نقطۀ نرم شوندگی شیشه
شویندگ
نقطه نرم شوندگی
شارندگی نسبی
شرمندگی
نظرات