معانی کلمه : شوقی
لغت نامه دهخدا
شوقی . [ ش َ ] (اِخ ) ادرنوی . او را دیوانی است به ترکی .
شوقی . [ ش َ / شُو ] (ص نسبی )منسوب به شوق . || عاشق . (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوبه به شوق مربوط به شوق .
فرهنگ اسم ها
واژه نامه بختیاریکا
( شَوَقی ) براق
