معانی کلمه : شوراب
لغت نامه دهخدا
شوراب . (اِخ ) سه فرسخ جنوبی ارسنجان است . (فارسنامه ٔ ناصری ).
شوراب . (اِخ ) نام محلی به شمال مروارید در فارس . (فارسنامه ٔ ناصری ).
شوراب . (اِخ ) دهی است در دوفرسخی مشرق شکفت به فارس . (فارسنامه ٔ ناصری ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کاریز نو بخش تربت جام شهرستان مشهد که در ۳۸ کیلومتری شمال غربی تربت جامسر راه مالرو تربت جام به فریمان واقع شده ۲٠۹ تن سکنه دارد.
( اسم ) آب نمک آب شور معدنی .
( اسم ) آب نمک آب شور معدنی .
دانشنامه عمومی
شور آب؛ آب شور.
گویش مازنی
از توابع خانقاه پی واقع در منطقه ی سوادکوه
( شورآب ) /shooraab/ چشمه ای شور در مسیر جاده ی قدیمی فیروزکوه
/shooraab/ از توابع خانقاه پی واقع در منطقه ی سوادکوه
/shooraab/ از توابع خانقاه پی واقع در منطقه ی سوادکوه
مترادف و متضاد
brine (اسم)
شوراب، اب شور، اشک، اب نمک
واژه نامه بختیاریکا
سورَو
