کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شور-دست | کلماتور
معانی کلمه : شور دست
تلفظ بین المللی :
/ʃˈuːr dˈast/
تلفظ :
[S'u:R d'ast]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دست شور
شوم دست
دست شو
با یک دست نمی شود دو تا هندوانه برداشت
دست شوی
دست و رو شوری
دست ها روی شهر
شهر در دست بچه ها
عشق اباد دستگردان شهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شوردست. [ دَ ] ( ص مرکب ) نامیمون و مشؤوم و نامبارک و نحس. ( از ولف ) :
نگفتم که با رستم شوردست
نشاید بر این بوم ایمن نشست.
فردوسی.
فرهنگ فارسی
نا میمون و مشووم و نا مبارک و نحس
کلمات مرتبط
دست شور
شوم دست
دست شو
با یک دست نمی شود دو تا هندوانه برداشت
دست شوی
دست و رو شوری
دست ها روی شهر
شهر در دست بچه ها
عشق اباد دستگردان شهر
نظرات