معانی کلمه : شور تاخ
لغت نامه دهخدا
شورتاخ. ( اِ مرکب ) ارطی. ( یادداشت مؤلف ). صاحب اقرب الموارد در ذیل ارطی آرد: درختی است که گل سفید آن به گل درخت بید ماند و میوه آن شبیه به عناب است.
فرهنگ فارسی
ارطی
کلمات مرتبط
- هفت تا دختر کور و کچل داشته باشه یک شبه شوهر می ده
- همسایه ها یاری کنید تا من شوهر درای کنم
- از شیر مرغ تا جون ادمیزاد
- اگر هفت تا دختر کور و کچل داشته باشد به ساعتی شوهر می دهد
- با یک دست نمی شود دو تا هندوانه برداشت
- بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
- تا کور شود هر انکه نتواند دید
- تا گوساله گاو شود دل صاحبش اب شود
- سحر خیز باش تا کامروا شوی
