معانی کلمه : شوخگنی
لغت نامه دهخدا
شوخگنی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی شوخگن. چرکی. چرک گنی. ( یادداشت مؤلف ). دنس. چرکنی. ریمناکی. ( زمخشری ). و رجوع به شوخ و چرک شود.
فرهنگ فارسی
چرکینی چرک آلودگی .
مترادف و متضاد
آلودگی، قذرات

آلودگی، قذرات